رضا قليخان هدايت

1284

مجمع الفصحاء ( فارسي )

سوار تيغ‌گذارى شجاع حيدر زخم * سپهر گرزگرايى سهيل ناچخ زن تبارك اللّه روزى كه در مصاف آيى * نشسته قارن كردار بر كه قارن شعاع تيغ تو مرجان كند همه ميدان * نهيب زخم تو سندان كند خز ادكن ز گرز رستم بيش است تازيانهء تو * چنان كه نيزهء رستم تراكم از سوزن بروزگار تو باطل شد اى ملك يكسر * فسانه‌هاى فرامرز و قصهء بيژن جهان توى و سر تيغ تست دولت و ملك * چنان كه خواهى زى و چنان‌كه خواهى زن بدست دولت بند موافقان بگشاى * به تيغ نصرت بيخ مخالفان بركن هميشه تا بدلايل جداست روز از شب * هميشه تا بحقيقت به است مرد از زن هميشه باش نشاطآزماى و جان‌پرور * جهانگشاى و ولايت‌ستان و خصم‌افكن رباعيات خواهم همه را كور ز عشق رويت * تا من نگرم بس برخ نيكويت يا خود خواهم همى دو چشم خود كور * تا ديدن ديگرى نبينم سويت * * * زان سبزه كه بر عارض تو خاسته شد * تا ظن نبرى كه حسن تو كاسته شد در باغ رخت بهر تماشاى دلم * گل بود و به سبزه نيز آراسته شد